یلدا و روزهایی که گذشت
سلام گل مامانیییییی عشقم نازم نفسمممممم تو این مدت در حال خونه تکونی و آماده شدن برای عید بودیم شما کلی کمکم بودی از شستن فرش تااااا پاک کردن میز و مرتب کردن اتاقا با آب بازی عشششششق میکردی هر روزی که شستنی داشتیم ده دست لباس بایست برات عوض میکردم برای اینکه اجازه آب بازی رو بگیری با زیرکی میومدی میگفتی ماماااااان خسته شدی???? آب بده من کمکت بتونمممم آب بلیزم رو فرش تمیز بشهههه یا برس دستت میگرفتی میگفتی من تمیزتر میشورم یه روز که داشتم خونه رو جارو میکشیدم گفتی ماماااان اتاق من جارو میکنی???? گفتم گلم اتاق شما رو اول از همه مرتب کردم و جارو کشیدم گفتی جارو کردی? دستت دد نتونه واااااااای منو میگی از شنیدن ا...
نویسنده :
مهتـ❤ـاب مامان یلـ♥ـدا و یاسیــ♥ــن
16:55




